تبلیغات
everything

everything

اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم 
چراغ عهد ماضی را شبی دستی برافشانم

چنانت دوست می‌دارم که گر روزی فراق افتد؛
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم...

دلم صد بار می‌گوید: که چشم از فتنه بر هم نه !
دگــر ره دیـده می‌افـتـد بــر آن بــــالای فـتـانـم

تو را در بوستان باید که پیش سرو بنشینی
و گر نه بـاغبان گویـد که دیگر سرو ننشانم

رفیـقـانـم سفر کردند هـر یـاری بـه اقصـایی
خلاف من که بگرفته است دامن در مغیلانم

بـه دریـایـی درافـتـادم که پایانـش نـمی‌بینم
کسی را پنجه افکندم که درمانش نمی‌دانم

فـراقـم سـخت می‌آیـد ولـیـکن صبـر می‌بـاید
که گر بگریزم از سختی رفیق سست پیمانم

مپـرسم دوش چون بـودی، بـه تاریـکی و تنهایی
شب هجرم چه می‌پرسی که روز وصل حیرانم!

شبان آهسته می‌نالم مگر دردم نهان ماند
بـه گوش هر که در عالـم رسیـد آواز پنـهانم

دمی با دوست در خلوت به از صد سال در عشرت
مـن آزادی نـمی‌خـواهـم کـه بـا یـوسـف بـه زندانم...!

من آن مرغ سخندانم که در خاکم رود صورت
هـنـوز آواز می‌آیـد بـه مـعنـی از گـلـستـانـم

((سعدی شیرازی))


[ سه شنبه 15 شهریور 1390 ] [ 09:06 ق.ظ ] [ roya ... ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نویسندگان
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس