تبلیغات
everything

everything
دردا که مثل میثم و سلمان نمی‌شویم

سلمان شدن که هیچ، مسلمان نمی‌شویم

وقتی که غرق سستی و جهل و تغافلیم

لبریز استجابت وایمان نمی‌شویم

هر سال چند مصحف زرکوب می‌خریم

اما انیس و همدم قرآن نمی‌شویم

یک عمر بین پیله‌ی تن دست و پا زدیم

پروانگی ما چه شده؟ جان نمی‌شویم!

بیمار معصیت شده یک عمر نفسمان

همت نمی‌کنیم که درمان نمی‌شویم

با این کویر بخل و حسد خو گرفته ایم

افسوس، رود و چشمه و باران نمی‌شویم

رنج و غم تمامی ما بی ملالی است

از غصه‌ی کسی که پریشان نمی‌شویم

در این زمانه آدمیت جان سپرده است

رنجی نبرده ایم، نه! انسان نمی‌شویم

باری ز دوش خلق خدا بر نداشتیم

بیهوده نیست همدم جانان نمی‌شویم

این کوره راه ختم به جنت نمی شود

اینگونه هم قبیله‌ی سلمان نمی‌شویم

در محضر امام زمان، لاف می زنیم

وقتی که یار رهبر خوبان نمی‌شویم

با این حساب کرب و بلا هم شود به پا شود

قربانی امام و شهیدان نمی شویم

شاعر: یوسف رحیمی

[ جمعه 20 آبان 1390 ] [ 11:48 ق.ظ ] [ roya ... ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نویسندگان
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس