everything
برای ورود به دیوان هر یک از این مفاخر جهانی لطف فرمایید و بر روی لوگو و لینک آن کلیک فرمایید

Click on each face and follow
through.

[تصویر: hafez.gif]
[تصویر: khayyam.gif]
[تصویر: saadi.gif]
[تصویر: ferdousi.gif]
[تصویر: moulavi.gif]
[تصویر: nezami.gif]
[تصویر: parvin.gif]
روین

اعتصامی
[تصویر: attar.gif]
[تصویر: sanaee.gif]
[تصویر: vahshi.gif]
[تصویر: roodaki.gif]
[تصویر: naserkhosro.gif]
[تصویر: manoochehri.gif]
[تصویر: farrokhi.gif]
[تصویر: khaghani.gif]
[تصویر: masood.gif]
مسعود

سعد
[تصویر: anvari.gif]
[تصویر: ouhadi.gif]
[تصویر: khajoo.gif]
خواجوی

کرمانی
[تصویر: eraghi.gif]
[تصویر: saeb.gif]
صائب

تبریزی"
[تصویر: shabestari.gif]
[تصویر: jami.gif]
[تصویر: hatef.gif]
هاتف

اصفهانی
[تصویر: abusaeed.gif]
ابوسعید

ابوالخیر
[تصویر: bahar.gif]
[تصویر: babataher.gif]
[تصویر: mohtasham.gif]
[تصویر: bahaee.gif]
شیخ

بهایی
[تصویر: seyf.gif]
سیف

فرغانی
[تصویر: forooghi.gif]
[تصویر: obeyd.gif]
عبید
زاکانی
[تصویر: khosro.gif]
[تصویر: shahriar.gif]
[تصویر: jabali.gif]
[تصویر: asad.gif]
اسعد

گرگانی
[تصویر: feyz.gif]
فیض
کاشانی
[تصویر: salman.gif]
[تصویر: rahi.gif]


[ چهارشنبه 27 مهر 1390 ] [ 01:25 ب.ظ ] [ roya ... ]
نشستن رو موجهایی سرکش از دریای زندگی
کاری کرده که یادمان برود
دل حرم خداست
آنوقت می شویم منتظرانی که انتظار فقط دغدغهء زبانشان می شود
با پایی خسته و دستی خالی
خودت دعا کن
دعا کن از خدا دور نشویم
دعاکن خیلی زود طنین صدایت در عالم بپیچد
وهمهء دنیا بیدار شوند.

 



نوع مطلب :
برچسب ها :

[ سه شنبه 26 مهر 1390 ] [ 01:29 ب.ظ ] [ roya ... ]

 

چه تلخ و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی تواند سرش کلاه بگذارد...

این سرزمین را با عقل مصلحت اندیش ساخته اند

پس باید با عقل مصلحت اندیش در آن زیست و چاره ای دیگر پیدا نیست و من «چنین کردم» اما «چنین نبودم» و این دوگانگی مرا همواره دو نیمه می کرد

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغ ها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه می شود

دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست، اصراف محبت است.

دکتر شریعتی

 



[ چهارشنبه 20 مهر 1390 ] [ 01:35 ب.ظ ] [ roya ... ]
[تصویر: acf1c5b.jpg]

گروه وکلای آمریکایی می گویند هرچند نوشابه های شیرین تری به بازار می آیند

ولی آگاه باشید که جان انسانها را می‌خورید.

لطفا به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب
[ دوشنبه 18 مهر 1390 ] [ 10:51 ق.ظ ] [ roya ... ]

یا رضا جان کن مدد بر خوانِ تو مهمان منم

در شبِ میلادِ تو دلْ‌تشنه‌ی درمان منم

دست من از عیدی لطف و شفاعت خالی است

پادشاهی من گدایم، دست بر دامان منم

در بیابان خطا گم کرده‌ام راهِ نجات

ضامن آهویی و آهوی سرگردان منم

هشتمین نور و دهم مولای خوبان یا رضا

ده پناهم بی‌پناهم در جهان، حیران منم

عهد کردم تا نگیرم حاجتم را ای رئوف

تا سحر کوبم درِ میخانه و گریان منم

دست بر هم می‌زنم همچون تمامِ عاشقان

تا کنم جلب نظر ‌جانا، که دست افشان منم

نوش کردم باده‌ی مهرِ تو را از کودکی

تا به پیری ذاکر این ذکرِ یا سلطان منم

[ شنبه 16 مهر 1390 ] [ 02:25 ب.ظ ] [ roya ... ]

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم
آن عاشق دیوانه که بودم.

در نهانخانة جانم، گل یاد تو،
درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید:

یادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم
پر
گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.

تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.


آسمان صاف و شب آرام
بخت
خندان و زمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه
دل داده به آواز شباهنگپ


یادم آید، تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن!
لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن،
آب، آیینة عشق گذران است،
تو
که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!

با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟
ندانم!
سفر از پیش تو؟
 هرگز نتوانم،
نتوانم


روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو
به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم،

باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر
از عشق ندانم، نتوانم!


اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت


اشک در چشم تو لرزید،
ماه
بر عشق تو خندید!


یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
پای
در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم.


رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،
نه
گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم

بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!


[ چهارشنبه 13 مهر 1390 ] [ 11:13 ق.ظ ] [ roya ... ]

 

مسابقه عکس حیات وحش بریتانیا در بخشهای: حیاط وحش شهری، ساحلی و دریایی، رفتار حیوانات، فصلی، پورت ره، عکاس جوان، چشم انداز برگزار شد و برترین عکسها انتخاب شدند.

 

 

برای دیدن بقیه تصاویر به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب
[ دوشنبه 11 مهر 1390 ] [ 02:26 ب.ظ ] [ roya ... ]


اگر تمام شب را برای از دست دادن خورشید گریه کنی، لذت دیدن ستاره ها را از دست خواهی داد...



[ یکشنبه 10 مهر 1390 ] [ 06:16 ب.ظ ] [ roya ... ]


چقدر باشکوه می‏شناسمت
ای شهری که ستارگان در جوارت حجره دارند
و تو را با نام معصومه علیهاالسلام می‏شناسند
ای شهری که درختانِ تمام پیاده‏روهایت ـ شال سبز می‏اندازند
ای شهری که آفتاب، در مقابل گلدسته‏هایت زانو می‏زند
ای شهری که هر جا بایستم، تو را مهربان می‏بینم
ای شهری که باغ‏های ارم، همسایگی‏ات را دوست دارند
ای شهری که به سبک سپیدار، ایستاده‏ای
به سبک باران، قدم می‏زنی
به سبک بهار، پیراهن می‏پوشی
به سبک آفتاب، می‏نشینی
ای شهر همیشگی من!
ای خواب شیرین کودکی‏های من!
ای طراوت پیاده‏روهایت، همواره!
چقدر گلدسته‏هایت روشنند!
چقدر پنجره‏هایت معطرند!
چقدر چشمان رهگذرانت صمیمی است!
چقدر پشت بام‏های بلندت، به آفتاب نزدیکند!
شهر من، سایبان همواره مهربانی!
چقدر قدم زدن در کوچه‏های شهیدانت زیباست!
چقدر تنفس در رواق‏هایت دلنشین است!
چقدر پرواز در بلندای گنبدت خاطره‏انگیز است!
شهر من!
شهر معصومه‏های نجیب!
شهر زیارت خوانی و آینه گردانی
ای کوچه‏های تو در توی آشتی‏ات، روشن
ای همسایگی کبوتر و گلدسته‏هایت؛ نزدیک
ای شهر امروز، فوران مهربانی
ای شهر امروز؛ تا صف فرشتگان ایستادن
ای شهر امروز؛ تا چراغانی ستاره‏ها؛ اوج گرفتن
ای شهر امروز تا مقابل آینه‏ها؛ شلوغ
ای شهر خلوتِ دلتنگی و مناجات
ای پشت بام‏های کاه‏گلی همسایه گلدسته‏هایت؛ معطر
شهر پیاده‏روهای سلام
شهر پس کوچه‏های نزدیک از «میدان» تا حرم
از «چهل اختران» تا «آستانه»
شهر من!
ای شهر تمام معصومه‏های نجیب
ای فرش کوچه‏هایت گُل
هوای تو؛ تنفس هوای بهشتی نزدیک است
هوای قدم زدن در آستانه ایمان است
هوای بال زدن تا فرشتگان است
هوای رسیدن به خانه مهربانِ معصوم علیهاالسلام است
هوای تو؛ هوای چرخیدن در منظومه کهکشان است
هوای شوق تا فصلی تازه از صبح است
هوای تو؛ هوای سلام و صلوات است.


مریم سقلاطونی
موسسه سبطین

[ شنبه 9 مهر 1390 ] [ 01:41 ب.ظ ] [ roya ... ]

 

خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم

تو را بخشنده پنداشتم و گناهکار شدم

تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم بازگشتم

تو را گرم دیدم و در سردترین لحظات به سراغت آمدم

تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی!؟

 


[ جمعه 8 مهر 1390 ] [ 12:12 ب.ظ ] [ roya ... ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

نویسندگان
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس